چاپ سنگی و پیدایش آن

چاپ سنگی: برای آشنایی بهتر با چاپ سنگی و جایگاه آن ابتدا تاریخچه مختصری از صنعت چاپ را ذکر می کنیم.
اختراع فن چاپ در حقیقت به قرن ها پیش از گوتنبرگ، که نامش به عنوان مخترع چاپ در تاریخ به ثبت رسیده است، برمی گردد. بین النهرینی ها چند هزار سال قبل از میلاد بر خشت هایی از گل رس مهر می زدند. استعمال حروف قابل انتقال نیز میان سال ها ی ۱۰۵۱ و ۱۰۵۸ در چین آغاز شد. مخترع این حروف فردی به نام پی شنگ بود و حروف هم از گل رس ساخته می شد. حروف دستی و حروف قلعی که پس از آنها به کارآمد، هیچ یک رواجی نیافت، بر عکس حروف چوبی متداول شد.چاپ سنگی

چاپ سنگی

تا این که در سال ۱۴۴۰، گوتنبرگ ظاهرا بدون اطلاع از کار چینی ها، حروف قابل انتقال را اختراع کرد و برای هر یک از حروف الفبا یک حرف جداگانه به کار برد. حروف متحرک را چینی ها اختراع کردند، ولی گوتنبرگ که حرفه اش زرگری بود، آلیاژ مناسب برای ریخته گری حروف را از سرب و آنتی موآن به دست آورد و سپس نسبت هر یک از این دو فلز را به گونه ای انتخاب کرد که حروف بیش از حد سخت و نرم نباشند. وی برای مرکب چاپ هم فرمول مناسبی یافت و خلاصه با رفع موانع و حل مشکلات عمل چاپ را میسر و اجرایی کرد.

فن چاپ سنگی، پیش از پایان قرن هجدهم به وسیله آلویس سفندلر اختراع و از کشور روسیه وارد ایران شد و از حدود سال ۱۲۴۰ ه. ق. / ۱۸۲۴ م. در شهرهای مهم ایران رواج یافت. تقریبا ۲۰ سال پس از نخستین تلاش ها ی گوتنبرگ در امر چاپ ،این صنعت با استفاده از سطوح برجسته در ونیز، فلورانس، پاریس و لیون در حدی مختصر و محدود رواج یافت. اما دستگاه چاپ گوتنبرگ، به علت هزینه ها ی بسیار زیاد فقط برای ثروتمندان قابل دسترسی بود و به همین دلیل تا مدت ها ی طولانی استقبال چندانی از آن نشد. ۳۰۰ سال پس از اختراع دستگاه چاپ گوتنبرگ، نمایشنامه نویسی آلمانی به نام آلوئیس زنه فلدر، چاپ سنگی یا لیتو گرافی را درسال ۱۷۹۶ میلادی اختراع کرد.

هر سنگی که متن یا تصویر با این روش روی آن نقش می بست ، برای چاپ حدود ۷۵۰ نسخه عملکرد مطلوب داشت و پس از آن نقش روی سنگ قابل چاپ نبود.

چاپ سنگی در ایران

اگر چه درباره شروع چاپ سنگی در ایران روایات متعددی وجود دارد، به نظر می رسد چاپ سنگی را برای نخستین بار میرزا صالح شیرازی در تبریز راه اندازی کرد. میرزا صالح که از سوی دولت ایران برای فراگیری هنرهای جدید به اروپا رفته بود، در بازگشت یک دستگاه چاپ سنگی با خود به تبریز آورد که آن را در سال ۱۲۵۰ قمری راه انداخت.

نخستین چاپخانه نوین (چاپ سربی) در تبریز در زمان عباس میرزا تأسیس شد و اولین کتاب چاپ شده رساله جهادیه نوشته عیسی ابن حسین قائم مقام فراهانی بوده است که درسال ۱۲۳۳ه.ق./ ۱۸۱۷ م. برای نخستین بار و در سال ۱۲۳۴ ه. ق./ ۱۸۱۸ م. برای بار دوم چاپ شده است. چاپ سربی تا سال ۱۲۶۹ ه. ق./۱۸۵۲ م. در ایران رواج داشت و سپس جای خود را به مدت نزدیک به یک قرن به چاپ سنگی داد. فن چاپ سنگی، پیش از پایان قرن هجدهم به وسیله آلویس سفندلر اختراع و از کشور روسیه وارد ایران شد و از حدود سال ۱۲۴۰ ه. ق. / ۱۸۲۴ م. در شهرهای مهم ایران رواج یافت.

نخستین کتاب چاپ سنگی در ایران قرآن چاپ دارالطبعه دارالسلطنه تبریزدرسال ۴۹-۱۲۴۸ ه.ق./ ۳۳-۱۸۳۲ م. است. دو علت مهم باعث شد شیوه چاپ سنگی درایران جای گزین چاپ سربی شود.

تاریخ چاپ و ظهور چاپ سنگی 
نخست آن که در فن چاپ سنگی، از وسایل ساده تر و کم هزینه تری نسبت به چاپ سربی استفاده می شد و خطر نگه داری این وسایل در مقایسه با وسایل چاپ سربی کمتربود. سپس آن که نوع خط و نحوه نگارش متن در کتاب های چاپ سنگی نسبت به حروف چاپ سربی با ویژگی های فرهنگی ـ اجتماعی آن دوره مردم ایران هماهنگی بیشتری داشت.

چاپخانه سنگی طی مدت کوتاهی در تهران و بعد اصفهان و سپس سایر شهرهای ایران تاسیس شد و بیش از ۵۰ سال تنها روش چاپ در ایران بود و تا اواخر دوره قاجار ، هر چه در ایران چاپ می شد، به روش چاپ سنگی بود. البته هشت سال قبل از ورود چاپ سنگی به ایران چاپ سربی نیز راه اندازی شده بود، ولی به علت هزینه و زحمت زیاد آن ، پس از ورود چاپ سنگی ، کنار گذاشته شد و بعدها در اواخر دوره قاجار دوباره حروف سربی و استفاده از آن رایج گردید.

تمامی مطالب مرتبط به تاریخ و سرگذشت

از ویژگیهای منحصر به فرد چاپ سنگی که جایگاه آن را در هنر ارتقا می دهد امکان استفاده از خط نستعلیق و نقاشی در این نوع چاپ بود. این فن بیشترین کاربرد را در روزنامه ها و کتب خطی داشت. استاد کلهر از خط نویسان برجسته روزنامه های چاپ سنگی در دوران قاجار بود و از نقاشان برجسته روزنامه نیز می توان به ابوتراب غفاری، ابوالحسن غفاری ( صنیع الملک) و موسی ممیزی اشاره کرد.

مراحل چاپ سنگی 
۱ – بـرای چاپ حروف و کلمات فارسی و مانند آن که از سمت راست به چپ نوشته می شوند ابتدا متن و نقاشی را بر روی کاغذهای مخصوص کلیشه می نوشتند و سپس آن را بر روی سنگ قرار می دادند. تا حروف و کلمات بر روی سنگ به شکل وارونه از سمت چپ به راست نقش گردند و در هنگام چاپ متن و نقاشی به شکل واقعی خود چاپ شوند.

۲ – لایه ای نازک از اسید نیتریک بر روی تمام سطح سنگ می کشیدند.

۳ – آن قدر با اسید، صمغ و آب، بر سنگ می کشیدند تا هنگامی که سنگ را به جوهر آغشته می کردند، تنها قسمت هایی که با گچ چرب نقش بسته بودند جوهر را به خود می گرفت و باقی مانده قسمت ها جوهر را نمی پذیرفت و اثری به جای نمی گذاشت.

۴ – یک برگ کاغذ روی سنگ چاپ قرار داده و بر روی آن فشار وارد می کردند تا طرح جوهری بر روی کاغذ نقش می بست. نخستین کتاب چاپ سنگی لیلی ومجنون مکتبی شیرازی به سال ۱۲۵۹ ه.ق./ ۱۸۴۳ م. در تبریز است و تا دو سال بعداز چاپ این کتاب، هیچ کتاب مصور دیگری منتشرنشده است. اما از حدود ۱۲۶۳ ه.ق. / ۱۸۴۶ م. چاپ کتاب های مصور متداول شد. نخستین نقاش ایرانی که کتاب های چاپ سنگی را مصور کرد. نقاش میرزا علی قلی خویی بود که نقاشی های کتاب شاهنامه فردوسی ۱۱۸۶ را به تصویر کشید.

مراحل چاپ سربی 
طریقه چاپ سربی روش نسبتا ساده ای بود :کاغذ روی صفحه ای متشکل از حروف برجسته سربی و آغشته به مرکب فشرده می شد و بر اثر فشار، حروف بر صفحه کاغذ نقش می بست. حروفچینی روزنامه نیز نخست به صورت دستی انجام می گرفت، ولی بعدها این کار با دستگاه هایی که معمول ترین آنها «لاینو تایپ» بود، صورت پذیرفت.

دستگاه حروفچینی خودکاری لاینوتایپ در سال ۱۸۸۶ میلادی ساخته شد. و بدین ترتیب سرعت چاپ به تدریج فزونی یافت. پیشرفت فناوری کم کم باعث شد دستگاه حروفچینی سربی از دور خارج شود و جای خود را به دستگاه الکترونیکی بدهد.

فایل دانلودی این مقاله

فایل pdf دانلود این مقاله

داغی / Torridness

 

روشی است برای ایجاد نقش و طرح ، بر روی محصولات چاپی ،مانند جلدهای لوکس که با حرارت و بدون مرکب انجام می شود

چاپ سربی

چاپ سربی

این نوع چاپ که به آن چاپ حروفی و چاپ برجسته نیز می‌گویند، از کنار هم نهادن حروف سربی و منعکس ساختن آن بر کاغذ به ‌وجود می‌آید. در آغاز ورود فن چاپ به ایران، چاپ سربی را، به اعتبار واژه لاتینی آن، تیپوگرافی  می‌ نامیدند. در کتاب معرفه‌ البدایع فی‌الفنون و الصنایع چاپ ۱۳۲۴ ق. تیپوگرافی چنین توصیف شده است: “حروفات چاپ را تیپ نامیده و چون عمل چاپ حکم کتابت را دارد لهذا چاپخانه را محل تیپوگرافی (یعنی با تیپ نوشتن) و کارگران را تیپوگراف می‌نامند یعنی حروف‌ چین…”. نخستین گام اساسی در پیشرفت فن چاپ، اختراع چاپ با حروف  متحرک فلزی بود که گوتنبرگ آلمانی در سال ۱۴۵۰ م.، صنعت چاپ را از شکل متداول چوبی به‌صورت سربی درآورد. “نخستین کتاب عربی که در جهان چاپ شد قانون ابن‌ماسویه، پزشک معروف ایرانی، در ۸۷۶ ق./ ۱۴۷۱ م. و کلیات ابن‌سینا در ۸۸۹ ق./ ۱۴۸۴ م. در شهر ونیز ایتالیا بوده است. نخستین متن فارسی چاپ‌ شده در جهان، کتاب مقدس تورات است که به چهار زبان و به خط عبری در سال ۹۵۳ ق. در استانبول انجام شد. اولین کتابی که به خط فارسی در جهان منتشر گردید کتاب سیرت مسیح است که در سال ۱۰۹۴ ق./ ۱۶۳۹ م. در شهر لیدن هلند طبع شده است (:۸ ۲۳). ظاهراً قدیمی‌ترین کتاب‌هایی که به زبان فارسی در جهان به طبع رسیده دو کتاب به نام‌های داستان مسیح و داستان سن پیدرو است که هر دو با ترجمه لاتینی در ۱۰۹۴ ق./ ۱۶۳۹ م. در شهر لیدن طبع شده است.

در اواسط قرن ۱۱ ق.، در عهد صفویه، گروهی از بازرگانان ایرانی، که از ارامنه اصفهان و ساکن آمستردام بودند، ابتدا حروف زبان ارمنی را تهیه و سپس چاپخانه‌ای را خریداری و وارد جلفای اصفهان کردند. در سفرنامه تاورنیه آمده است که یکی از ارامنه جلفا که یعقوب ژان نام داشت و نجّار بود در ۱۰۵۱ ق./۱۶۴۱ م. چاپخانه‌ای از اروپا خریداری و وارد جلفا کرد که بعضی از دعاها و رسائل و اوراد مذهبی با این دستگاه به ‌چاپ رسیده است. پیش از ورود این مطبعه، کتابی در جلفای اصفهان با عنوان حیات اجداد روحانی توسط خاچاطور، خلیفه وقت ارامنه در کلیسای وانک جلفای اصفهان، به ‌چاپ رسیده است.

نخستین مطبعه سربی در ایران که اقدام به چاپ کتاب با حروف الفبای فارسی و عربی کرد به‌دستور عباس میرزا نایب ‌السلطنه و به همّت میرزا زین ‌العابدین تبریزی در تبریز دایر شد. رساله جهادیه تألیف میرزا نایب‌ السلطنه عیسی قائم ‌مقام به‌عنوان نخستین کتاب چاپ سربی، در سال ۱۲۳۳ق. به استادی محمدعلی بن حاجی محمدحسین آشتیانی از شاگردان میرزا زین ‌العابدین در مطبعه تبریز به ‌چاپ رسیده است.

رساله دیگری به نام فتح ‌نامه تألیف میرزا ابوالقاسم قائم مقام ثانی (فرزند قائم مقام اول) در همان سال، در مطبعه سربی تبریز به چاپ رسید. این رساله درباره شرح فتوحات عباس میرزا و عهدنامه گلستان (۱۶ ذیقعده ۱۲۲۸ ق./ ۱۲ اکتبر ۱۸۱۳ م.) است.

هوتم شیندلر که در سال ۱۸۷۹م. مأمور شد میان تهران و مشهد ارتباط تلگرافی برقرار کند، نسبت به سایر مسائل نیز توجه خاصی داشت؛ از جمله، کتابی درباره مطبعه ‌های ایران و کتب چاپ‌شده در فاصله سال‌های ۱۲۳۳ تا ۱۲۶۰ ق. نوشته که در بخش تیپوگرافی آن می‌گوید که در سال ۱۲۳۳ ق. شخصی به نام زین ‌العابدین تبریزی تحت حمایت عباس میرزا نایب ‌السلطنه مطبعه کوچکی را راه‌اندازی کرد. کتابی به نام فتح‌ نامه در آن چاپ شد، و این کتاب نخستین کتابی بود که در ایران به حروف عربی طبع می‌شد. مجتبی مینوی می‌گوید: “نمی‌ دانم که رساله جهادیه همان فتح‌ نامه است یا کتاب دیگری می‌باشد” .

در سال ۱۲۴۰ ق. میرزا زین‌العابدین، که در کار خود خبره و شهره بود، به امر فتحعلی شاه به تهران فراخوانده شد تا، به‌کمک منوچهر خان معتمدالدوله، اولین چاپخانه سربی دارالخلافه طهران را راه‌اندازی کند. در انتهای کتاب مآثرالسلطانیه چاپ سربی سال ۱۲۴۱ ق. اشاره به میرزا زین ‌العابدین شده است که در دارالخلافه طهران مشغول انطباع بوده است. نخستین کتابی که در مطبعه طهران به طبع رسید حیاه ‌القلوب محمد باقر مجلسی در سال ۱۲۴۰ ق. /۱۸۲۴ م بود.

اصفهان، بعد از تبریز و طهران، سومین شهری بود که در زمان حکومت منوچهرخان معتمدالدوله صاحب مطبعه سربی شد. بر طبق کتب موجود، اولین کتابی که در اصفهان چاپ سربی شده رساله حسینیه ترجمه ملاّ ابراهیم گرگین استرآبادی به سال ۱۲۴۶ ق. بوده است.

فایل دانلودی این مقاله

فایل pdf دانلود این مقاله

تاریخ چاپ در ایران

پیشینه صنعت چاپ در ایران

یک ماشین چاپ ساخت شرکت هایدلبرگ در ایران.

تاریخ چاپ در ایران به پنج قرن پیش از میلاد یعنی به زمان پادشاهان هخامنشی (هخامنشیان) و مهرهای سلطنتی می‌رسد که برای تأیید احکام و فرمان‌های حکومتی از آنها استفاده می‌کردند. ورود واژهٔ چاپ به زبان فارسی را به اواخر قرن هفتم هجری و زمان سلطنت گیخاتوخان، پسر اباقاخان مغول (۶۹۰–۶۹۴ق) نسبت می‌دهند و آن مربوط به پول‌های کاغذی ای بوده که به آن چاو یا کا او می‌گفتند. اولین دستگاه چاپ در ایران به شمار آورد. این دستگاه بسیار ساده بود و بر اساس پِرِس و حکاکی روی چرم استوار بود. عده‌ای نیز معتقدند واژهٔ چاپ همان چهاب یا چهابه است در زبان هندی به مفهوم مهری که با آن بر روی پارچه نقش می‌زدند. به ظن برخی، لغات «چاپ» و «چاپ خانه» از همین دوره وارد زبان فارسی شده و اصل آن از «چاو» و «چاوخانه» گرفته شده است. البته دهخدا لغت چاپ را از ریشه «چهاپ» یا «چهاپه» سانسکریت می‌داند.

نخستین چاپخانه در ایران به دوران صفویان بازمی‌گردد که کشیشان ارامنه در جلفای اصفهان با آن تعدادی دعا و ذکرهای مسیحی را چاپ کردند. در دوره حکومت نادرشاه افشار به گزارش دو سیاح خارجی جزوه‌هایی به لاتینی و عربی در ایران چاپ و پخش شد. اما این در دوران ولایت عهدی عباس میرزای نایب السلطنه است که صنعت چاپ در ایران به طور جدی آغاز و شکل می‌گیرد. زمان فتحعلیشاه قاجار. عباس میرزا به دلیل استقرار حکومتش در تبریز و نزدیکی‌اش با عثمانی و با برخی از صنایع که در آن دیار به کار گرفته می‌شد، آشنا شد؛ علاوه بر آن، او خواهان پیشرفت‌های نظامی و سیاسی بود، به ویژه برای تعلیم و آموزش سپاه شکست خورده در جنگ‌های با روس و دیگر علوم لازم، به ضرورت رفع عقب ماندگی‌های محسوس در آن زمان؛ در این میان چاپخانه‌ای لازم بود که به نشر روزنامه و کتاب‌های آگاهی دهنده به ویژه کتاب‌های علمی اختصاص یابد. این مهم سرانجام با حمایت و پی‌گیری‌های او محقق شد. بدین ترتیب، او بنای نخستین چاپخانه‌ای را گذاشت که در ایران، به ‌زبان فارسی و با روش چاپ سربی، به نشر کتاب پرداخت.

صنعت چاپ در شهر اصفهان

صنعت چاپ ارمنی

خلیفهٔ وقت ارمنی‌های جلفای اصفهان، خاچاطور کساراتسی به همراه روحانی دیگری به نام «سیمون» به لهستان سفر کرد تا به برخی از مشکلات جامعهٔ ارمنیان آن کشور در خصوص مسائل دینی آن دیار سر و سامان دهد؛ در آنجا از چاپ کتاب آگاه گردید. چون به جلفا بازگشت درصدد برآمد چاپخانه‌ای دایر نماید. بر این اساس، یکی از روحانیان را به اروپا گسیل داشت تا در این زمینه تحقیق کند. پس از بازگشت این روحانی، بر اساس توضیحات و مشاهدات وی و بدون دسترسی به تجربهٔ کافی، استادان ارمنی جلفا با همکاری خلیفه دست به کار شدند و تمامی وسایل چاپ از قبیل ماشین چاپ، حروف، کاغذ مرکب و غیره را با دست تهیه و اقدام به ساخت آن کردند. آنها پس از یک سال و پنج ماه تلاش موفق شدند اولین کتاب را در ایران چاپ کنند و این سرآغاز تاریخ چاپ در ایران بود.

سومین ماشین چاپ در جلفای اصفهان سال ۱۸۴۴ میلادی

نخستین کتاب «زبور داوود» بود که در سال ۱۶۳۸ میلادی چاپ شد. یک سال و پنج ماه برای چاپ این کتاب وقت صرف شد. در یادداشت‌های این کتاب نوشته شده است:

«یک سال و پنج ماه است که روز و شب بدون وقفه با کل اعضاء حوزهٔ علمیه به کار مشغولیم، برای اینکه نه از جایی دیده‌ایم و نه استادی داشته‌ایم.»

دومین کتاب به نام «هاراتس وارگ» در سال ۱۶۴۱ میلادی به چاپ رسید. کتاب مزبور شرح حال روحانیون ارمنی، تارک دنیاها و پندنامه است. این کتاب تنها در پانصد نسخه، با حروف بسیار درشت و صفحات دو ستونه، به چاپ رسانند. کتاب «خورهر تاددر» سومین کتابی بود که در چاپخانه وانک در سال ۱۶۴۱ میلادی به چاپ رسید. در سال ۱۶۴۲ میلادی چهارمین کتاب به نام «ژاماگیرک آدنی» چاپ شد؛ که از نظر شکل ظاهری، در مقایسه با کتاب اول، دارای حروف کوچکتر و زیباتر و چاپی منظم تر و مرتب تر بود و بخشهایی از آداب انجام مراسم کلیسایی را شامل می‌شد. کتاب ژاماگیرک آدنی مزین به تصاویر زیبایی از حروف ارمنی به شکل پرندگان و تزیینات قوسی شکل به سبک ارمنی است که احتمال می‌رود کار میناس، نقاش اهل جلفا، باشد. در یادداشت‌های این کتاب نوشته شده است:

«زیرا خاچاطور هر روز آثار چاپی را در میان ملل لاتین مشاهده می‌کرد و آرزو داشت که ارمنیان نیز از این نعمت برخوردار باشند. باید همراه ذکر نام این پدر مقدس و شاگردان پاک‌سرشت او نامهای سیمون، داویت، مگردیچ، باقداسار و بقیه را ذکر کنیم و نیز وارتاپت هوهانس را، که به کشورهای لاتین سفر کرد تا از آنها بیاموزد و به ارمنستان بازگردد این صنعت را به ارمنیان بشناساند».

چاپخانهٔ جلفای اصفهان پس از وقفه‌ای طولانی از ۱۸۷۲میلادی بار دیگر شروع به کار کرد با همت شخصی به نام مانوک هوردانانیان بار دیگر صنعت چاپ در محله جلفا (اصفهان) رونق گرفت. هوردانانیان ضمناً بنیان‌گذار مدرسه‌ای دخترانه در جلفا بود. او، که در جاوه زندگی می‌کرد، یک دستگاه کامل چاپ به زادگاهش، جلفا، فرستاد (۱۸۴۴ میلادی)، تا در کلیسای وانک از آن استفاده شود. این دستگاه چاپ به مدت ۲۸ سال بی استفاده ماند تا اینکه در ۱۸۷۲میلادی با کوشش خلیفهٔ وقت، اسقف «گریگوریس هوانسیان»، راه‌اندازی شد و کتبی خاص تعلیم زبان ارمنی منتشر کرد.

قالب‌های چوبی و فلزی که برای حروف ریزی در چاپخانهٔ جلفای اصفهان(۱۶۴۶ میلادی) استفاده می‌شد

به کوشش اسقف «استپانوس مخیتاریان»، خلیفه ارمنیان آذربایجان، در سال ۱۸۸۹ میلادی یک دستگاه ماشین چاپ برای رفع نیازهای مدرسه «آرامیان» تهیه شد. این چاپخانه پس از هشت سال تحت نظارت خلیفه گری ارمنیان آذربایجان قرار گرفت و چاپخانه خلیفه گری نامیده شد. در سال ۱۹۰۳ میلادی خلیفه ارمنیان آذربایجان «یقیشه مرادیان» به باکو سفر کرد. در باکو «میرزاجان میرزابگیان»، کارخانه دار بزرگ ارمنی که در مسکو و باکو کارخانه دخانیات داشت، یک دستگاه ماشین چاپ به خلیفه اهدا کرد. این ماشین چاپ در تبریز حدود هشتاد سال از آن استفاده شد. هم اکنون این ماشین چاپ در موزه خلیفه گری آذربایجان نگهداری می‌شود.

صنعت چاپ در شهر تبریز

عباس میرزا نایب السلطنه میرزا زین العابدین تبریزی را مأمور فراگیری فن چاپ و به راه انداختن چاپخانه در تبریز کرد. میرزا زین العابدین تبریزی به سال ۱۲۳۳ هجری قمری اسباب و آلات چاپ حروفی را به تبریز آورده و تحت حمایت عباس میرزا نایب السلطنه که در آن زمان حکمران آذربایجان بود مطبعه کوچکی برقرار نمود و کتاب مزبور میرزا ابواقاسم فراهانی بود که حاوی قصه‌هایی از جنگ میان دولت ایران و روسیه که در مورخ ۱۲۲۸ هجری قمری (برابر با ۱۸۱۳ میلادی) با عهدنامه گلستان به پایان رسیده بود.

دکتر فهیمه باب‌الحوائج در کتاب «آشنایی با مبانی چاپ و نشر» خود می‌نویسد: “عباس میرزا ولیعهد فتحعلیشاه چند تن از ایرانیان را به اروپا گسیل کرد تا صنعت چاپ را بیاموزند. سپس دستور داد که از روسیه ماشین چاپ وارد کنند. در سال ۱۸۱۶ میلادی هنرمند آذربایجانی میرزا زین العابدین تبریزی یکی از همین ماشین‌ها رابه کار گرفت. دومین مطبعه که به ایران وارد شد مطبعه سنگی است که آن نیز در تبریز دایر شده است. جای تعجب است که مطبعه نخستین پس از کار کردن دیگر معمول نشد و مطبعه سنگی جای آن را گرفت.

شاید علت جایگزینی مطبعه سنگی به جای مطبعه سربی این باشد که افرادی مطبعه سربی و حروف آن را با نظر بدبینی نگاه می‌کردند و علامت کفر می‌دانستند و یا چون حروف ما فارسی بود با حروف سربی در آن زمان نمی‌توانستیم تنوع در خطوط داشته باشیم در صورتی که در مطبعه سنگی از خوشنویسان کمک گرفته می‌شد. علی قاضی زاده در کتاب تبریز شهر اولین‌ها می‌نویسد: سخت گیری‌های کهنه پرستان باعث شده بود که به سبب گرانی طولانی و سخت بودن چاپ سنگی چاپ کتب و مطبوعات بسیار گران تمام شده و در نتیجه سال‌ها انتشار کتاب و نشریه با دشواری‌های فراوان همراه باشد.

دستگاه‌های چاپ که به ایران آورده شدند چاپ حروفی (سربی) بودند؛ اما این نوع چاپ دارای اشکالاتی بود که راه را برای پیدایش چاپ سنگی هموار کرد. چاپ‌های سربی دارای کیفیت خوبی نبودند و با نادرستی املایی و مشکلاتی هم چون کم رنگی و پاک شدن خطوط مواجه بودند. این نقیصه‌ها وقتی که در کنار نوشته‌های دست‌نویس با خط نستعلیق و دیگر خطوط دارای کیفیت عالی قرار می‌گرفت، بیشتر خود را نشان می‌داد و آشکار بود که مردم به متون دست‌نویس بیشتر بها می‌دهند.

متأسفانه این چاپخانه‌ها همیشه مورد بغض و کینه کوته اندیشان بود و در هر فرصتی که به دست می‌آوردند این مکان‌های فرهنگی را غارت می‌کردند. به گونه‌ای که کسروی می‌نویسد: مستبدین حروف سربی چاپخانه امید ترقی را ذوب کرده و به صورت گلوله درآورده و به روی این ملت بیچاره انداختند.

حسین امید در کتاب اولین‌ها می‌نویسد: در میان مطابع سنگی معروف تبریز می‌توان مطبعه سنگی علمیه (چاپ سنگی علمیه) را نام برد که به‌وسیله حاج زین العابدین که به نام حاجی حاج آقا علمیه مشهور بود (نوه حاج میرزا زین العابدین تبریزی) در سال ۱۲۹۰ هجری شمسی تأسیس یافته و این مطبعه در چاپ کتب مختلف خدمات مهمی انجام داده‌است.

حدود نود سال پس از تأسیس چاپخانه در تبریز نوه حاج زین العابدین کسی که چاپخانه سنگی و سربی را در تبریز دایر کرد بنام زین االعابدین مطبعه چی که پس از زیارت مکه به نام حاجی حاج آقا معروف و هنگام گرفتن شناسنامه نام علمیه را برخود انتخاب نمود. وی ماشین چاپی از اروپا خریداری کرده و از طریق کشور مصر وارد بندراستانبول در ترکیه فعلی نمود و ازاین بندر توسط چهل گاومیش به تبریز منتقل کرد. حاجی حاج آقا علمیه همرا با دستگاه‌های چاپ سنگی خود هشت تن از متخصصین صنعت چاپ را نیز از کشور آلمان برای نصب و آموزش این دستگاه‌ها به تبریز آورد.

این آلمانی‌های متخصص صنعت چاپ در منزل مسکونی حاجی حاج آقا که ماشین‌های چاپ نیز در قسمتی از این خانه ۲۲۰۰ متر مربعی دایر شده بود ساکن شدند.

دختر حاجی حاج آقا علمیه اظهار می‌دارند که: زمان حمل گاومیش‌های حامل دستگاهای چاپ از کوچه‌های تنگ و باریک محله منجم تبریز به اجبار دیوارهای تعداد زیادی از خانه‌های همسایه‌ها را فرو ریخته و خراب کردند که حاجی حاج آقا هزینه بازسازی دیوارهای فرو ریخته را نیز متحمل شدند. گفتنی است که نوه‌های حاجی حاج آقا علمیه اغلب به کار آبا و اجدادی خویش روی آورده‌اند و در صنعت چاپ ایران مشغول به فعالیت هستند.

چاپ تصویری در ایران

پیدایش چاپ تصویری در ایران به زمان محمد شاه بر می‌گردد. نخستین کتاب شناخته شده‌ای که چاپ مصور شد، کتاب «لیلی و مجنون» مکتبی بود که در سال۱۲۵۹هـ. ق به چاپ رسیده است. در چهار صفحه از این کتاب چهار تصویر وجود دارد که با مرکب چاپ ترسیم و به معمول زمان با دست آن‌ها را رنگ کرده‌اند. پس از آن در سال۱۲۶۴قمری «دیوان فضولی بغدادی» را با بیست تصویر به چاپ رساندند.

بعد از آن کتاب «روضه المجاهدین» با هشت تصویر چاپ شد. از اول محرم سال ۱۳۰۰هجری قمری که اولین شمارهٔ روزنامهٔ «شرف» منتشر شد تا سال ۱۳۰۹هـ. ق هشتاد و هفت شمارهٔ آن دارای تصاویر بود. روزنامهٔ «شرافت» هم که از صفر ۱۳۱۴ هـ. ق به چاپ می‌رسید مصور بود.

روزنامهٔ وقایع اتفاقیه به عنوان اولین روزنامهٔ دولتی و دومین روزنامهٔ ایرانی نیز از شماره ۴۷۰ (مورخ پنج شنبه ۲۱ محرم ۱۲۷۷) به بعد، مصور است و در مدت چهار سال ۸۸ شماره آن را مصور چاپ کرده‌اند. از آن پس، بهره‌گیری از چاپ مصور به تدریج در روزنامه‌های دیگر نیز معمول شد.

اولین فرد ایرانی که چاپ تصویری را فرا گرفت، آقا میرزا عبدالمطلب نقاش باشی اصفهانی بود. میرزا عبدالمطلب از طرف امنای دولت به فرنگ فرستاده شده و در آن جا چاپ تصویری آموخته بود. وی از هوشمندان عصر خود بود و افراد دیگری از جمله آقا میرزا ابوتراب نقاش مخصوص وزارت انطباعات چاپ مصور را از او فراگرفته‌اند. در نظر داشته باشیم که میان چاپ سنگی مصور و چاپ سربی مصور تفاوت بود.

چاپ سنگی مصور همانند چاپ معمولی بود و تنها تفاوت آن به مهارت نقاش در ترکیب مرکب چاپ برمی‌گشت که مرکب آن را از مرکب معمولی غلیظ تر می‌ساخت، اما چاپ سربی مصور منوط به گراورسازی بود و هم‌زمان با پیدایش چاپ مصور در ایران، در اروپا با استفاده از تیزاب مطالب را روی چوب می‌کندند و از روی مدل حاصله به چاپ می‌رساندند.

فایل دانلودی این مقاله 

فایل pdf دانلود این مقاله